يك رابطه اي را اين اواخر كشف كرده ام (نه اينكه اين از كشفيات من باشه .من به تازگي متوجه اون شدم)
در زندگي گاهي كارهايي را انجام ميدهيم كه اين كارها در ما ايجاد احساس سرزنش (احساس گناه) ميكند.
اين كارها به اين دليل در ما ايجاد سرزنش ميكنند كه با ارزشهاي ما در تضاد هستند.يعني ما كارهايي ميكنيم كه برخلاف نظام ارزشي ما هستند.(توجه كنيم اين نظام ارزشي ميتواند درست باشد .يعني ميتواند نادرست هم باشد)
اما احساس سرزنش به شدت احساس اعتماد به نفس را ميكاهد. و اين احساس هر چه شديد تر باشد بيشتر به اعتماد به نفس آسيب ميزند.
و بدون اعتماد به نفس .رضايت نيست ، شادي نيست،امنيت هم نيست. واين وضعيت واقعا وحشتناكه.
در واقع ما معمولا متوجه نيستيم كه احساس گناه و سرزنش چه آسيبي به سلامت و شادي و امنيت ما ميزند.
پس بايد از احساس گناه و سرزنش دوري كرد.
براي اين منظور بايد اعمال ورفتارما و نظام ارزشي ما مخالف هم نباشند
از اونجايي كه نظام ارزشي به شدت دروني هست واز كودكي در وجود ما شكل گرفته مانميتوانيم به راحتي آنرا با رفتارمان هماهنگ كنيم .(هرچند شايد بعضا لازم باشد در نظام ارزشي بازنگري كرد)
پس بهتر اينه كه مراقب باشيم اعمال و رفتارمان با نظام ارزشي مان موافق باشه. تا گرفتار سرزنش نشويم.
اين هم چند مثال:
اگرمن آدم قانونمندي هستم و در عبور از چراغ قرمز احساس سرزنش ميكنم. تا حد امكان نبايد از چراغ قرمز عبور كنم.
اگربراي من جذاب بودن مهم است و وقتي آراسته نيستم احساس سرزنش ميكنم تا حد امكان نبايد از آراستگي ام غفلت كنم.
اگر درس و نمره برايم خيلي مهم است و وقتي نمراتم خراب ميشود احساس سرزنش ميكنم تا حد امكان بايد درسم را بخوانم.